آن چهار ال کلاسیکو هجده روزه

حمیدرضا صدر به بازنگری چهار ال کلاسیکو طی هجده روز در مصاف پپ گواردیولا – ژوزه مورینیو در 2011 پرداخته، به داغ ترین ال کلاسیکوهای این عصر…

به گزارش “ورزش سه”، ال کلاسیکو نیم فصل اول لیگ 11-2010 بر همه چیز سنگینی کرده. آن نتیجه عجیب: بارسا 5 – رئال صفر. همان شبی که داوید ویا دو بار دروازه رئال را به آتش کشیده و ژاوی، پدرو و جفرن سه گل دیگر را زده اند. فلورنتینو پرز که در مراسم معارفه مورینیو از او با عنوان ” مربی کهکشانی” یاد کرده، آن شکست را بدترین نتیجه تاریخ رئال خوانده و پپ آن پیروزی را به چارلی رکساچ و یوهان کرایف تقدیم کرده که برخلاف سنت کهکشانی رئال، زمینه ساز شکوفایی ستاره های بومی بوده اند. کاتالان ها می گویند هر سه بازیکن اول توپ طلای 2010 پسران لاماسیا بوده اند که کریستیانو رونالدو را پشت سر گذاشته اند: به ترتیب مسی، اینیستا و ژاوی. می گویند پسر توپ جمع کن / گواردیولا، آقای مترجم / مورینیو را به زانو درآورده. می گویند کاپیتان کارلس پویول، سرجیو راموس را کنار زده… در چنین قابی چهار ال کلاسیکو طی هجده روز در لیگ، جام حذفی و لیگ قهرمانان همه چیز را به نقطه جوش رسانده.

پرده اول در شانزده آوریل 2011: رئال 1 – بارسا 1

شش هفته تا پایان فصل باقی مانده، فقط شش هفته. بارسا از روز دوم لیگ که برابر هرکولس شکست خورده، در لیگ بی شکست مانده و با هشت امتیاز بالاتر از رئال ایستاده… مورینیو بازی های روانی زیرپوستی اش علیه پپ را دنبال کرده. از مهربانی داوران با کاتالان ها حرف زده و از بی مهری شان به رئال. گفته مردانش را در تمریناتش، ده نفره به بازی گرفته، چرا که رئال همیشه برابر بارسا یک اخراجی داشته و با یک بازیکن کمتر بازی کرده… مگر داور طی همان نبرد پنج گله نیم فصل اول، چهارده بار کارتش را بیرون نکشید؟ مگر رونالدو و مسی در همان نیمه اول کارت زرد نگرفتند؟ مگر سرجیو راموس اخراج نشد؟

این بار شرایط – ظاهرا – وارونه شده. این بار کاتالان ها کارت های بیشتری گرفته اند: پنج کارت زرد، ولی با این وصف رئال بوده که ده نفره شده، دوباره، باز هم. رائول البیول بوده که در دقیقه 51 برای به زمین کوفتن داوید ویا در محوطه جریمه هم اخراج شده و هم ضربه پنالتی را تقدیم بارسا کرده. مسی دروازه را گشوده و مورینیو برابر دوربین ها زهرخندهایش را به رخ کشیده، ولی بلافاصله هم دست به کار شده و نشان داده تمرینات ده نفره اش چه کارساز بوده اند. اوزیل را جای بنزما راهی میدان کرده، آدبایور را جای دی ماریا و آربلوا را جای ژابی آلونسو. رئال ده نفره شده تیم بهتر، تیم برتر. دقیقه 81 فرا رسیده و اوزیل توپ را برای رونالدو فرستاده. رونالدو آن را برای مارسلو ارسال کرده. دنی آلوز، مارسلو را به زمین کوبیده و داور نقطه پنالتی را نشان داده، این بار به سود رئال. رونالدو پاسخ گل لیونل را داده. رئال شکست نخورده و بارسا هم نبرده، فاصله هشت امتیازی نه کم شده و نه زیاد.

پرده دوم در بیست آوریل 2011: رئال 1 – بارسا صفر

فینال جام حذفی در مستایا. نود و شش ساعت بعد. عقربه که به دقیقه 120 رسیده نتیجه صفر صفر بوده و همان زمان داور کارت زرد دوم را نشان آنخل دی ماریا داده و رئال دوباره ده نفره شده. ولی رونالدو در دقیقه 103 تک گل بازی را با ضربه سرش پس از سانتر توپ توسط دی ماریا زده. مورینیو سرانجام – با تاکید بر “سرانجام” – پپ را شکست داده. با به رخ کشیدن قریحه تاکتیکی اش. با قرار دادن په په به عنوان مرد میانی جلوی چهار مدافعش که ژاوی را به بند کشیده و آهنگ تیکی تاکایی بارسلونایی ها را بهم زده. رئال پس از هجده سال دوباره جام حذفی را بالا برده. پس از 1993 که بوتراگوئنو و سانچز و هیرو به میدان می رفتند… آقای مترجم خندیده و پسر توپ جمع کن برای نخستین بار خشمگین شده.

پرده سوم در بیست و هفت آوریل 2011: رئال صفر – بارسا 2

یک هفته بعد، دیدار رفت نیمه نهایی لیگ قهرمانان در برنابئو. په په دوباره برابر چهار مدافع ایستاده. لاسانا دیارا جای سامی خدیرا مصدوم را گرفته و رائول آلبیول جای کاروالیو را. نیمه اول صفر صفر سپری شده. نیمه دوم هم بی حاصل دنبال شده تا آن که په په و دنی آلوز نیم ساعت به پایان درگیر شده اند و په په با پا کوبید به آلوز و آلوز روی زمین غلطیده: درد کشان و ظاهرا مجروح. همه وولفگانگ استارک داور آلمانی را دوره کرده اند. استارک کارت قرمزش را درآورده و رئال دوباره شده ده نفره. مورینیو راه رفته و به زمین و زمان ناسزا گفته، گوش داور چهارم را گرفته. رئال باید دوباره دستاوردهای تمرین های ده نفره اش را دنبال می کرده، ولی تمرینات ده نفره این بار کارساز نشده اند. این بار لیونل آن جا بوده و طی ده دقیقه دوبار دروازه کاپیتان کاسیاس را باز کرده. باز کرده و پیروزی دو گله در مادرید یعنی صعود زودهنگام بارسا به فینال لیگ قهرمانان. یعنی ردیف شدن جمله های زهرآگین مورینیو پشت میکروفون ها. این که رئال نه فقط با بارسا، بلکه با نیروهای اهریمنی جنگیده. این که ای کاش گواردیولا با کسب پیروزی های عادلانه قهرمان می شد. این که اگر ژوزه بگوید به چه می اندیشیده یوفا تا آخر عمر محرومش می کرده… یوفا او را محروم کرده، برای پنج دیدار.

پرده چهارم در سوم می 2011: بارسا 1 – رئال 1

نوکمپ. شش روز بعد. دیدار برگشت لیگ قهرمانان. رئال بدون په په و بدون مورینیو دنبال جبران دو گل خورده در برنابئو دویده. جان کنده و به در بسته کوفته. وقتی هم هیگواین دروازه بارسا را در دقیقه 53 باز کرده، داور پرتغالی آن را نپذیرفته. نپذیرفته و رئال در اولین حمله پس از آن گل توسط پدرو با پاس اینیستا فرو ریخته. مارسلو در ده دقیقه بعد گل تساوی بخش را زده، ولی بارسا طی دو دیدار 1-3 پیروز شده و بار سفر به ویمبلی را بسته. بسته تا برود و در لندن، منچستر یونایتد را به زانو درآورد… چهار نبرد طی هجده روز. دو تساوی و یک پیروزی برای هر یک از دو تیم. دو جام برای بارسا و یک جام برای رئال. همه‌ی اینها یعنی ادامه خشم و نفرت ال کلاسیکو به روایت پسر توپ جمع کن و آقای مترجم.

http://www.varzesh3.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *